تبليغاتX
با من بمان

با من بمان

ا

ن

 

 

 

 

آنانکه دوستشان داریم هر گونه حقی بر ما دارند حتی اینکه دوستمان نداشته باشند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 22:25  توسط داراب پورابراهیم ابادی  | 

ر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 1:13  توسط داراب پورابراهیم ابادی  | 

س

با تشکر از دوستان خوبم:محمود پناهی و پژمان محمودی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 1:11  توسط داراب پورابراهیم ابادی  | 

و

با ديگران مانند خودشان رفتار کن.
اگر به تو عشق مي ورزند به آنها عشق بورز.
اگر با تو دوست هستند با آنها دوست باش.
اگر با تو دشمن هستند به آنها کاري نداشته باش.
اگر از تو متنفرند تو هم از آنها متنفر باش.
زمانه بهترين مدرس اين صفت است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 1:0  توسط داراب پورابراهیم ابادی  | 

د

HydroForum® Group

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 0:57  توسط داراب پورابراهیم ابادی  | 

ب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 0:55  توسط داراب پورابراهیم ابادی  | 

د

اگر ماه بودم به هر کجا که بودم

سراغ تو را از خدا می گرفتم.

و گر سنگ بودم به هر کجا که بودی

سر رهگذر تو جا می گرفتم.

 

اگر ماه بودی به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی.

وگر سنگ بودی به هر کجا که بودم

مرا می شکستی.مرا می شکستی!

 

گفتی که:چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه.شبی می کشم از پنجره سر

اندوه که خورشید شدی تنگ غروب

افسوس که مهتاب شدی وقت سحر

 

 

کاش چون نی خانه ای در بیشه زاران داشتیم

نسبتی هر چند اندک با نیستان داشتیم

کاش مثل شاخه های یاس در شب های تار

تا ابد بر رویش خورشید ایمان داشتیم

مثل شالیزارها تا بیکران ها مهربان

همتی از دست های خوشه چینان داشتیم

قایقی بودیم صد دریا ترک برداشته

جرات پارو زدن در اوج طوفان داشتیم

مرگ پایان کبوتر نیست می دانم ولی

ما بدون بال و پر هر لحظه پایان داشتیم.

 

 

 

اگر حقیقت خورشید را حجابی هست

همیشه در پس هر ابر آفتابی هست

همیشه آن سوی دیوارهای نو میدی

امید هست و افق های بیکران روشن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 0:43  توسط داراب پورابراهیم ابادی  |